آوارگی به من آموخت…

پست های وبلاگ

 

آوارگی به من آموخت- نوشته جبار احمدی- صنف هشتم- مکتب امیرالمؤمنین(ع)- جمعه چهارم مرداد ۱۳۸۷

“آوارگی به من آموخت که چگونه به دنیا نگاه کنم و چگونه در آن زندگی کنم و به زندگی دیگران چگونه بنگرم.

به من آموخت که چگونه با همنوعان خود رفتار کنم و آنها را چطور ببینم.

آوارگی به من فهماند که این دنیا یک رو ندارد. به من یاد داد که مثل بعضی ها نباشم و مثل بعضی ها رفتار نکنم.

دانستم در حالی که با من بد صحبت می شود برعکس آنرا با دیگران انجام دهم.آوارگی با اینکه مرا با غم و سختی های فراوان همراه کرد اما فهماند تا اگر زمانی فرد مفیدی در جامعه شدم با کسانی که حال امروز مرا داشته باشند چگونه رفتار کنم، با آنها چطور صحبت کنم و آنان را چگونه یاری دهم.

شاید اگر آواره نبودم این جملات هیچ وقت دل من جایی نداشت زیرا آنوقت فکرم را چیزهای دیگری پر می کرد.

اما این همان غم ها و سختی هایی است که در طول سالهایی که در آوارگی بودم و به سختی زندگی کردم باعث شد که چنین بیندیشم و آنرا در دل خود جای دهم.

تنها من نیستم، زیادند کسانی که چنین وضعی دارند. آنها نیز زندگی برایشان سخت است و درس خواندن مشکل است.راه رفتن در خیابانهای  اینجا برای همه ی ما دشوار است چون ما اینجا آواره ایم و این تنها دلیل آنهاست و ما در این هنگام تنها یک نام را در دل داریم و آن نام جز نام بزرگ خدا نیست.

چی می شد همه ی آدمها مثل ما فکر می کردند. آنها هم غمهای ما را می فهمیدند و با دنیای ما آشنا می شدند و به دل غمگین ما اندکی شادی می بخشیدند. اما اندک کسانی هستند که چنین اندیشه می کنند و دیگران همگی به فکر دنیای خودشان هستند. آوارگی به من آموخت که مثل این گروه نباشم چون ما همگی بنده ی یک خدا هستیم و وظیفه داریم به همنوعان خود کمک کنیم. آنها را اذیت نکنیم. به آنها بی حرمتی نکنیم. درست است که با ما چنین رفتاری می شود اما ما نباید با کسی چنین رفتار کنیم. چون که ما همه باهم برابر و برادریم. آوارگی به من فرصت داد تا به این فکر کنم که چرا وقتی همه ی ما انسانیم گروهی مثل من همه چیزمان با گروه دیگر تفاوت داشته باشد؟ چرا بزرگترین و بهترین چیزی که ما داریم از کوچکترین چیزی که آنها دارند بی ارزش تر است؟”

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

farhang school
nader musavi
our students