گودی پران بازی

1398-2-8- امروز با بچه ها رفتیم «گودی پران» بازی یا بادبادک بازی.
روز پر هیجان و به یا ماندنی بود. به یاد روزهای کودکی بادبادک هوا کردیم. یکبار کاغذپرانم حسابی قیل رفت اما در زورآزمایی با کاغذپران محمدرفیع نخ اش برید و افتاد زمین. در آن هیجان بازی انگشت دستم را هم نخ یا تار بادبادک کمی برید، همانجایی را که در کودکی بارها و بارها در هنگام بادبادک بازی بریده شده بود. این بادبادکها و نخ های ویژه شان را دو سال پیش از مشهد خواسته بودم. یک آشنا دارم که دکان کوچکی دارد در گلشهر مشهد و کارش واردات و فروش کاغذپران یا همان بادبادک است.
برای هرکدام از بچه ها یک بادبادک داده بودم با کمی نخ تا همه ی شان بتوانند بازی کنند. بسیار خوش گذشت و آنقدر دویدند که در پایان نای راه رفتن نداشتند و از آن همه کاغذپران رنگارنگ یکدانه هم سالم نماند به گونه ای که در پایان بازی بچه ها از چوب های بادبادکها تیر و کمان درست کرده بودند.
پسین که آمدم خانه دیدم گویا امروز روز جهانی بازی هم بوده است. با آرزوی جهانی آباد با کودکانی شاد و باسواد.
پ. ن:
گودی: بر وزن دودی یعنی عروسک
گودی پران: بادبادک، کاغذ پران
قیل: بالا، قیل رفتن: بالا رفتن.
تار: نخ

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

نام نویسی
جایزه IREAD
iBbY-iRead