کتاب خوانی در قرنطینه

کتاب خوانی در قرنطینه- نویسنده گلی قاسمی (دانش آموز پیشین مدرسه فرهنگ)

1399-11-20

بچه ها که نباشند مدرسه سرد است و بی روح، اصلا ترسناک می شود و آدم دلش نمی خواد حتی یک لحظه هم آنجا بماند. بعد از چندی برای فیلمبرداری از خوانش داستان های بانو خاوری که آموزگار پایه ی پنجم و ششم هستند، رفتیم مدرسه. همکاران هر ماه داستان هایی می نویسند. از اتفاقات مدرسه و هر آنچه که برایشان جالب بوده، از ذوق نوشتن اولین کلمه دانش آموز کلاس اولی تا مشکلات و کمبود ها… بعد هم هر کس با لهجه و گویش خودش داستان هایش را می خواند و فیلمبرداری می شود.

فکر می کردم امروز هم کسی در مدرسه نیست اما همین که در را باز کردم، بانو حسینی را دیدم که وسط حیاط مدرسه میزی گذاشته اند و بچه ها تک تک و به نوبت می آمدند، کتاب هایی که امانت برده بودند را پس می دادند و کتابی دیگر امانت می گرفتند. بچه ها با شوق کتاب ها را زیر و رو می کردند و چند صفحه ای از هر کتاب را که می خواستند می خواندند تا اگر خوش شان آمد همان را امانت بگیرند. یکی از آن ها اصرار داشت که ۵ تا کتاب را یکجا امانت بگیرد و تا هفته ی بعد هم برمی گرداند، بانو حسینی هم پذیرفتند. می شد برق شادی را در چشمان بانو حسینی دید از این که بچه ها تا این حد به کتاب و کتابخوانی علاقه دارند.

خوشحال شدم از این قرار است بچه ها هر کدام در یک روز مشخص و ساعتی که جز او و بانو حسینی و بانو افسانه کس دیگری در مدرسه نیست، بیایند مدرسه و کتاب بگیرند و قرنطینه و تنهایی را راحت تر و مفید تر بگذرانند.

 

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

farhang school
nader musavi
our students