چشمان گریان

نمایشگاه کتاب

 

در آخرین لحظات نمایشگاه آمد با چشمان گریان، گفت آمده بودم کاغذپران بخرم راهم نمی دادند. هنگامی که کاغذپران ها را دادم گفت چند می شود؟ گفتم با این اشک هایی که تو ریختی مگر می شود پول بگیرم ازت؟☺️

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

farhang school
nader musavi
our students