يك درس در يك صبح زود بهاري

يك درس در يك صبح زود بهاري- نویسنده نادر موسوی-  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۸۸

امروز صبح زود يعني ساعت 7 و ربع  زنگ دفترم خورد. در را باز كردم ديدم 5- 6 تا از دخترهاي راهنمايي هستند. قبل از اينكه چيزي بگويند با خودم فكر كردم حتماً درب مدرسه بسته مانده و اينها آمده اند دنبال کلید. به همين خاطر با نگراني پرسيدم  كاري داشتيد؟ در مدرسه بسته مانده است؟ گفتند نه آقا درب را باباي مدرسه باز كرده است. كمي كارتان داشتيم. گفتم بفرماييد داخل. يكي شان( مريم غياثي) آمد داخل و در حالي كه به راحتي هم نمي توانست حرف بزند گفت آقا شما روز معلم نيامديد مدرسه كه ما از شما تشكر كنيم به همين خاطر اين را براي شما آورديم اينجا و يك پاكت كوچولو كه با كاغذ خط دار درست شده بود و يك گل محمدي هم روي آن چسبانده شده بود را به من داد و گفت اين را از طرف  خودم و ديگر دخترهاي مكتب به شما تقديم مي كنم. نامه را گرفتم و تشكر كردم.

بعد از رفتنش نامه را باز كردم و خواندم. يكبار ديگر خدا را شكر كردم و خوشحال شدم از حداقل کاری که برای کودکان انجام می دهم و باعث شادی آنها شده ام.

متن نامه اين است:

“به نام آفريننده ي علم و هنر

با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت مدير مهربان و دلسوز و عزيز ما افغاني ها و آرزوي سلامتي برای شما. صحت و صحتمندي وجود شما بزرگوار و خانواده‌ي محترمتان را از درگاه خداوند متعال خواسته و خواهانيم. اين نامه از طرف فرحناز غياثي كلاس اول راهنمايي تقديم به آقاي موسوي كه خدا كند يادبودي از زحمات بي پايان شما باشد.

اين را مي دانم تا ريشه نباشد و تلاش نكند گل هيچ موقع زيبا و قابل ديدن نيست و اگر تلاشهاي قابل قدر شما بزرگوار كه براي من هم پدر و هم معلم هستيد نبود ما هيچ وقت نوشته يا  خوانده نمي توانستيم و غير از آن انسان هميشه نبايد بخاطر كمك ديگران به كسي كمك كند بلكه مهر و مهرباني آنان را در نظر بگيرد و به آنان كمك كند. من مي‌دانم كه نمي توانم اين زحمات بزرگ شما را جبران كنم همان طور كه تا حالا و تا قيامت هم زحمات پدر و مادرم را نتوانستم جبران كنمو من نتوانستم يعني دستم بند بود تا كادو يا هديه اي براي شما بگيرم واقعاً مرا ببخشيد. من از وقتي كه به اين مدرسه آمدم نه تنها علم آموختم بلكه اخلاق و فداكاري را نيز آموختم و من هم مي خواهم مثل شما شمع بشوم و بسوزم و براي ديگران نور و روشنايي بدهم. خصوصاً مردم افغانستان كه در تاريكي مانده اند. اگر هر جاي دنيا باشم اين خاطره و كارهاي شما به من قوت قلب مي‌دهد و باعث شكست نخوردن من و پيشرفت فرهنگ و علم خودم و ديگران مي‌شود و همه‌ي اين چيزها را و سرچشمه‌ي همه‌ي اينها را از آن شما مي دانم هر كسي كه پيشرفت مي كند استاد بزرگ و ماهري دارد و من الگوي خوبي براي خدمت يا همان كمك به مردم دارم كه شما هستيد. بايد به شما بگويم كه اين روز شكفتن و روز معلم كه روز پرواز علم و هنر است را به شما تبريك بگويم و از خداوند آرزوي پيشرفت بيشتر شما را دارم و خدا كند كه صد سال ديگر هم زنده و شادمان باشيد. روز معلم را دوباره تبريك مي‌گويم و ما را ببخشيد كه در مشكلات زيادي افتاديد بخاطر تعليم و تربيت ما بود آرزوي سربلندي شما بهترين آرزوي من و خانواده ام است ديگر وقت شما را نمی گیرم. خداحافظ.”

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

farhang school
nader musavi
our students