نامه ای به خدا

نامه ای به خدا- نویسنده نادر موسوی- یکشنبه شانزدهم دی ۱۳۸۶

امروز به خاطر برف زیاد تمام مکاتب تهران از جمله مدرسه ی ما تعطیل بود و کلی خوش به حال بچه ها شد!

(طبق قراری که با دانش آموزان داریم هر روز و به هر دلیلی که مدارس دولتی تعطیل شوند مکتب ما هم تعطیل خواهد بود.)

بچه ها هر چقدر هم که مدرسه را دوست داشته باشند باز از تعطیل شدن ناگهانی مکتب خوشحال می شوند. این را از هیاهو و هورا کشیدن و کوبیدن روی میزها و به فرموده ی دوستی “خرمستی”  آنها می توان فهمید!

مدتهاست که می خواهم تعدادی از نامه های منتخب بچه ها را به صورت کتاب چاپ کنم.

امرزو هم یا حق گفته شروع کردم به خواندن نامه های بچه ها. انتخاب حد اکثر ۵۰۰ نامه از میان قریب ۴۰۰۰ نامه که با دستخط های مختلف و روی کاغذهای مختلف نوشته شده اند!

اگرچه به طور پراکنده بسیاری از نامه ها را خوانده ام.

خواندن نامه های بچه ها واقعاْ جذاب و جالب است.

یکی از جالب ترین نامه ها، نامه ی یک دانش آموز صنف دوم بود که بسیار مختصر نوشته بود:

خدایا ما را از قرضداری خلاص کن!

نام كتاب را نمي دانم چي انتخاب كنم؟

نامه هاي سرگردان

نامه هاي بي جواب

نامه اي به باد

نامه هاي يك فرشته

و….

نامه اي هم كه در زير مي خوانيد نامه ي يك از دانش آموزان مكاتب خودگردان است.

موضوع نامه نوشتن هم بود “نامه اي به خدا”:

***

نام و نام خانوادگي : حشمت يعقوبي

كلاس : اول

مدرسه:  رهپويان دانش

موضوع : نامه اي به خدا

تاريخ : 12/1/86

با عرض سلام و احترامات فراوان . من شما را خيلي دوست دارم. خدايا مرا ببخشيد كه حرف هاي بد و زشت زدم.

نمي دانم كه شما مرا دوست داريد يا نه براي اينكه من خيلي خيلي غيبت كرده ام. ولي من از قصد غيبت نكرده ام. بعضي موقع ها شيطان مرا گول مي زند و من گول حرفهاي او را مي خورم و حرف هاي بد از دهنم مي پرد. و گاهي اوقات كه كسي به من افغاني مي گويد شيطان بدجنس به من مي گويد به او بگويم خودتي. ولي واقعاً افغاني هستم. ولي مي دانم كه شما خيلي مهربان هستيد و خيلي قدرتمند هستيد و كسي مثل شما قدرت ندارد. و مي دانم شما مرا مي بخشيد چون كسي مثل شما مهربان نيست. خدايا اگر من به كسي فحش داده ام يا به كسي ظلم و ستم كرده ام مرا ببخشيد. و من هر موقع كه مي خواهم به كسي خوبي كنم شيطان مرا گول مي زند و من حواسم پرت مي شود و گول او را مي خورم. خدايا من قول مي دهم با كسي دعوا نكنم و خداي خوبم خواهش مي كنم مرا ببخشيد و گناه هاي مرا كم كنيد. و من بعضي موقع ها گول شيطان را مي خورم و با خواهرم زهرا دعوا مي كنم و از شما مي خواهم مرا ببخشيد. خداي خوبم من ديگر با خواهر و برادرم دعوا نمي كنم و نه با كسان ديگر. خدايا من مي خواهم آرزوهايم را به شما بگويم. آرزوي من اين است كه امام زمان (عج) ظهور كند.

و آرزو دارم كه پدر و مادرم هميشه در كنارم باشند.

و مي خواهم كه خداي خوبم همه فاميل هايمان را نگه دارد.

واز خداي خوبم مي خواهم بيماران و مريضان شفا پيدا كند.

خدايا من ديگر وقت شما را نمي گيرم .

خدانگهدار!!

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

farhang school
nader musavi
our students