من فقط سیاه نبودم

من فقط سیاه نبودم، حکیم علی پور

 

بخشی از کتاب را می خوانید:

 

تنهايي
با تو چه كار ميكند!
صبح تا شب، خيابان ها را پا برهنه و گيج قدم ميزند
به عروسك هاي پشت ويترين ها چشم مي دوزد
پول هاي مختصرش را مي شمارد
و كنار زباله داني به خواب مي رود.

تنهايي با رئيس جمهور
كلاه قره قل مي پوشد
به آن سوي آب ها سفر مي كند
و از استخوان هاي پوسيده ات
بانك هاي سياه را پر مي كند.

 

*****

شعر افغانستان

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

Amu
Amu
Amu