ما و بهار و پروانه !

پست های وبلاگ

ما و بهار و پروانه !

وقتي بهار آمد

وقتي كه نو شد سال

پروانه ي كوچك

اصلاً نشد خوشحال

در باغ و در صحرا

گلهاي نو روييد

هرگل براي خود

پيراهني پوشيد

پروانه اما بود

در خانه اش دلتنگ

پيراهن او بود

هم كهنه هم بيرنگ

گلهاي صحرايي

او را صدا كردند

آن بالهايش را

آهسته وا كردند

از رنگ خود هر گل

يك كم به او بخشيد

پروانه هم از نو

پيراهني پوشيد

پيراهنش پر شد

از رنگها، از خال

با هديه ي گلها

پروانه شد خوشحال!

 در سال پاييز 1374 تصميم داشتم كه مركزي را براي حمايت از دانش آموزان مهاجر مادرسرپرست و نيازمند هموطن راه اندازي كنم. به همين منظور چند جلسه اي هم براي برنامه ریزی کارها با چند تن از دوستان گذاشتيم تا به پيروي از سنت حسنه ي برادران ايراني كه هرساله مراسمهاي مختلفي براي حمايت از دانش آموزان بي سرپرست و نيازمند برگزار كرده و افراد خير و نيكوكار مشتاق نيز  سرپرستي و تامين هزينه هاي آنها را به عهده ميگيرند ما هم كاري در این زمینه برای کودکان هموطن نیازمند انجام دهیم اما دست تنهايي و نداشتن بودجه اوليه و مشكلات زياد مدرسه باعث شد اين طرح متاسفانه ادامه نيابد.

كم نيستند تعداد دانش آموزان مادرسرپرست و نيازمندي كه بسياري از آنها به سختي زندگي كرده و حتی در تهيه ي مصارف اوليه ي تحصیلی خود مانند لباس و كتاب و دفتر هم مشكل داشته و باوجود استعدادهای خوب و درخشانی که دارند مجبور به ترك تحصيل مي شوند. يادم مي آيد در سال 1385 براي معرفي دانش آموزان و خانواده هاي نيازمند مكتب به كميته ي امداد مراجعه كردم تا شايد آنها را تحت پوشش بگيرد اما جوابي كه از آنها شنيدم اين بود: “خودمان اينقدر سمن داريم كه شما ياسمنيد! ما خانواده هاي افغاني را تحت پوشش نمي گيريم.”

اما بسياري از ماها از جمله خودم سالهاست كه هر نوع صدقه و نذري كه داشته باشيم در صندوقهاي كميته امداد مي ريزيم بدون اينكه لااقل هموطنان نيازمندمان تحت پوشش اين كميته قرار گيرد.

 يك بار ديگر هم بايد همت كرد و مثل مكاتب خودگردان كه مانع از بي سواد ماندن تعداد زيادي از كودكان هموطن شد و امروز هيچكس نمي تواند منكر فعاليت گسترده و تاثر گذاري مهم آن در آموزش كودكان مهاجر شود  باز هم بايد  سازماني مثل كميته ي امداد براي حمايت از دانش آموزان بي سرپرست و نيازمند مهاجر  شكل بگيرد.

هميشه به اين فكر مي كنم كه مشکلات و سختي ها و ممانعت ها سرجاي خودش، ما خودمان براي خودمان چكار كرده ايم؟

یکشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۸۷

نویسنده نادر موسوی

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط