صد دانه یاقوت!

صد دانه یاقوت

صد دانه یاقوت!- نویسنده نادر موسوی
1393-2-20

نمایشگاه کتاب تهران- غرفه خانه کودکان افغانستان

 یک گروه از دخترهای هموطن آمده بودند برای بازدید. داشتیم برای عکس آماده می شدیم که ناگهان چشمم به جناب آقای رحماندوست شاعر محبوب کودکان و صاحب شعر معروف «صددانه یاقوت» افتاد که داشت از جلو بچه ها می گذشت.از بین بچه ها صدایشان زدم استاد عزیز ما منتظر بودیم که باهم عکس بندازیم. خواهش می کنم تشریف بیاورید با بچه های ما یک عکس یادگاری بگیرید.

با محبت تمام پذیرفت و بعد از خوش و بش با بچه ها آمدند بین بچه ها ایستادند و با شوخی آن دختر کوچولو را صدا زدند وگفتند کوچولو بیا جلو من واستا که این شکم من تو عکس دیده نشه! بعد از عکس با دقت و حوصله از غرفه دیدن کردند و یادنوشته ی زیبایی هم در دفتر یاد بود نوشتند. وقتی مجله پالپلاک را که سال 1384 و در چنین روزهایی همراه با دوست خوبم غلامرضا جعفری صفحه آرایی و چاپ کرده بودیم را نشانشان می دادم گفت من این مجله را دارم. این را شما چاپ کرده بودید؟ چرا ادامه ندادید؟ مجله ی خوبی بود و اضافه کرد تلاش کنید دوباره احیایش کنید. بچه های شما به این گونه مجله ها نیاز دارند.هم خیلی خوشحال شدم و هم برایم جالب بود که فردی با آن همه مشغله ی فکری و کاری و مجله های رنگارنگی که اطرافشان وجود دارد بعد از سالهای هنوز این مجله ی غریبانه و سیاه و سفید ما یادش مانده است؟

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

farhang school
nader musavi
our students