شیلیم

شیلیم- نویسنده نادر موسوی- 3 دی ماه 1400

دویدیم و دویدیم و دویدیم …
درختی پر شیلیم اینجا ودیدیم!

به صمغ درخت شیلیم می گفتیم در روستایمان علی چوپان و در فصل پاییز و زمستان سرِ خوردن شیلیم های درختان بادام و زردآلو جنگ و چور بود بین ما بچه ها. یک مامای پدری داشتیم که شهرنشین بود و گاه گاهی می آمد خانه مان. یادمه یک بار که داشتم با ولع شیلیم درخت را می خوردم و به او هم تعارف کردم، گفت شما دیگه چه جانورانی هستید، این صمغ را برای چسپ استفاده می کنند، آنوقت شما شَفتَل واری(مانند شبدر) می خوریدش!

در بی امکاناتی روستا بارها پیش آمده بود که وقتی زور دستمان به کندن شیلیم نمی رسید دندان را به تنه ی درخت بند کرده و تا شیلیم را نمی کندیم رها نمی کردیم. مادر کلانم هر وقت ما را در چَنگَوَک(درگیر) با تنه درختی می دید دعوا کرده می گفت: “شما زارخورا(زهر خورها) به هیچی رام(رحم)نمی کنید، روی کُنده ی درختا سگها می شاشند آنوقت شما شیلیم هایش را کنده می خورید، این شیلیم ها مُردار استند.” و با حالتی که انگار چندشش شده باشد رویش را یک طرف چرخانده و توف می کرد.

امروز هم پیش از دویدن هنگامی که از لابلای درخت ها می گذشتم چشمم به این‌ درخت پر شیلیم افتاد. شیلیم هایش را کنده و دو سه تا را در دهان گذاشته و با آهنگ ممول جان، دویدم به یاد روزهای کودکی و شیلیم خوری ها، شیلیمی پاک و براق چون عقیق سرخ.

پ.ن:
چُور: هجوم و حمله برای قاپیدن چیزی همراه با چنگ زدن و فرار کردن، یار چپاول است!
ممول: آهنگ کارتون قدیمی و از دوران نوجوانی

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

farhang school
nader musavi
our students