شگفتن با گل سرخ

شگفتن گل سرخ (گزیده اشعار غلام احمد نوید) – چاپ اول بهار 1399

 

غزل شماره 3

اگر شراب دهد پير مي فروش مرا
در اين بهار نبيني دگر به هوش مرا
دهان قلزم مواج بستن آسان نيست
توان كيست كند منع از خروش مرا؟
همان منم كه فتم مست شب به ميكده ها
سحر برند خراباتيان به دوش مرا
تو اي حريف مپندار آنقدر خامم
به هفت ديگ خود افلاك داده جوش مرا
گلم به صحن چمن جلوه ي دگر دارم
چه ميبريد به دوكان گل فروش مرا
چه خوشترانه اي سر كرده ام در اين گلشن
خدا كند كه نسازد فلك خموش مرا
دلم به سينه ز فرط نشاط ميرقصد
كه تا صداي خراشي رسد به گوش مرا
در اين رياض من آن نكهت سبك بارم
كه با نشاط برد برگ گل به دوش مرا
مرا به قاصد و پيغام احتياجي نيست
دهد نويد ز بام فلك سروش مرا

شعر

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

Afghanistan literature day