ستایش

ستایش- نویسنده نادر موسوی

1398-5-16

یک سر رفتم مدرسه، کلاسهای جهشی و زبان و کلاس کاردستی برپا بود. از جلو هر کلاس که می گذشتم هر آموزگاری با بچه هایش سر یک موضوعی گفتگو داشتند و سر و صدای بچه ها بلند بود.

از مدرسه که بیرون آمدم چشمم به این پری کوچک افتاد که موهای طلایی اش با نسیم بامدادی به رقص در آمده و فضای کوچه را زیبا و چشم نواز کرده بود.

پرسیدم نامت چیست؟ گفت ستایش

کلاس کاردستی اش تمام شده بود و منتظر برادرش بود تا بروند خانه.

با سپاس از بانو موسوی و حسین نوروزی عزیز برای برگزاری کلاسهای تابستانی بچه ها.

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

farhang school
nader musavi
our students