جشن تَشناب؛ دروازه ی بهشت

جشن تَشناب؛ دروازه ی بهشت😊- نویسنده نادر موسوی

1397-12-15

-امروز جشن تشناب داشتیم از برای اینکه پس از سالها مدرسه ی مان دارای دستشویی شد.

در همه ی این سالها ساختمان مدرسه یک خانه ی قدیمی بوده است و دارای یک دستشویی؛ از سال‌هایی که 200 نفر دانش آموز در یک شیفت داشتیم تا این سالها که هشتاد، نود نفر در یک شیفت درس می خوانند. شمار شاگردان هرچندتایی که بوده «تشناب» اما همان یک جا را داشته ایم. برای کنار آمدن با سختی یک تشنابی هم یکی از نخستین آموزش ها به بچه ها در آغاز هر سال، آموزش مدیریت و کنترل دستشویی و جیره بندی آن بوده است. بخشی از «مدیریت تشناب» هم این سفارش‌ همیشگی مان بوده که حتما پیش از آمدن به مدرسه خود را در خانه سَبُک کنند تا در مدرسه کمتر به دستشویی نیاز پیدا نمایند. آموزش پیشگیرانه ی دیگر هم خواهش و سفارش نوشیدن آب کمتر در مدرسه و همچنین اجازه به بچه های کوچکتر در زنگ کلاس بوده است. اما پس از یکی دو هفته از آغاز مدرسه و با هر جان کندنی بود سیستم بدنی بچه ها کم کم با همین یک تشناب خو گرفته و هماهنگ می شد، هرچند گاهی پیش می آمد که بچه های کلاس اولی و کوچک تر خودشان را در نوبت دستشویی خیس کنند و مشکلات این چنینی هم پیش بیاید. اما چاره ای نبود زیرا در بیشتر مدرسه ها، ساختمان جایی برای ساخت دستشویی دوم نداشت یا صاحبخانه اجازه ساخت و ساز نمی داد و یا هم هزینه ساخت یک تشناب بسیار زیاد می شد.

مشکل یک تشنابی نه تنها در مدرسه ی ما که در بیشتر مدارس خودگردان وجود داشته و دارد و قوزی بوده است بالای قوز دیگر مشکلات آن، مشکلی که شاید چندان هم به چشم نمی آمده است اما بچه ها همیشه در فشار و آزار بوده اند. خوشبختانه از دو ماه پیش با بیکار شدن آن کلاس سه نفره ای که پیشترها در باره اش نوشته بودم و پس از بازدید دوستان و تاکید روی ساخت تشنابی دیگر، دبستان دارای دو دستشویی شد و ازین پس بچه ها با آسودگی بیشتر می توانند دستشویی بروند و دمی بیشتر بیاسایند؛ فارغ از جیغ و داد دیگر بچه ها و لگد خوردن های پیاپی به در دستشویی و زهرمار شدن این اندک آسایش جان نشین!

سپاس فراوان از دوستان ارجمند «انجمن یاران دانش و مهر» که با نکته بینی این مشکل بچه ها و دبستان را که شاید ما همگی به آن خو و عادت کرده بودیم، دیدند و پیشنهاد و هزینه ی ساخت یک تشناب دیگر را دادند.

دو هفته ای می شود که دستشویی راه افتاده است اما جشن گشایش آن مانده بود که سرانجام امروز در میان شادمانی و خنده های قاه قاه بچه ها که می گفتند مگر دستشویی هم جشن دارد نوار بازگشایی تشناب دوم را با همراهی بچه ها بریدیم ودر این جشن کوچک بسیار خندیدیم و شادی کردیم و هر کدام از بچه ها چیزی گفت برای خنده، من هم برایشان از روز جهانی دستشویی گفتم و اهمیت آن در زندگی و بهداشت آدمها و اینکه هنوز در برخی جاهای افغانستان و جهان تشناب مردم کوچه و خیابان و بیابان و پناه دیوار و لب جوی است و سنگ و کلوخ دستمال کاغذی شان و … کمی هم با بچه ها تأتر و نقش کسی را بازی کردیم که بسیار دستشویی دارد و پشت دروازه چشم انتظار بیرون آمدن کسی است که با خونسردی درون دستشویی نشسته و رویا می بیند که بچه ها با قشنگی و خنده بازی کردند. «دروازه ی بهشت» به روی تان گشوده باد دوستان «یاران دانش و مهر» که دروازه ی دستشویی را به روی بچه هایمان گشودید زیرا که باز شدن دروازه ی دستشویی به روی آدم در آن فشار فراوان و پس از انتظار جانکاه- اگر اسهال هم باشیم.

برای خواندن بیشتر کلیک کنید

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

farhang school
nader musavi
our students