دوستدار خوب بچه ها

دوستدار خوب بچه ها- نویسنده نادر موسوی

1395-4-9- خانه کودکان افغانستان

روز سه شنبه مهمان بسیار ارجمندی داشتیم، بانو «مرجان فولادوند» نویسنده ی خوب کودکان و نوجوانان و سردبیر پیشین دو هفته نامه ی بسیار پیشرو و نوآور «همشهری بچه ها».

این دومین دیدارمان بود. دیدار پیشین هم پارسال همین وختها بود. دیگر همکاران ماهنامه هم بودند. بانو فولادوند شماره های نو ماهنامه ی کودکان آفتاب را دیدند و همانند بار پیشین پیشنهادهای سازنده و راهگشای زیادی برای بالاتر رفتن درونمایه ی ماهنامه و جذاب تر شدن آن برای بچه ها دادند، راهنمایی هایی که نتیجه ی سالها زحمت و کوشش و خواندن و نویشتن برای کودکان و نوجوانان می باشد، گفتنند کار برای کودک آسان نیست بویژه در این روزگار، کارتان باید آنقدر قدرتمند باشد که بتواند بچه ها را از میان این هیاهوی انواع و اقسام سرگرمی ها از تبلت و بازیهای رایانه ای و گوشی های رنگارنگ و … گرفته تا دیگر گول زنکهای فراوان، به سوی خود بکشاند و مهمتر از آن نگاهشان دارد. کار آسانی نیست.

در این پنج سال که سردبیری ماهنامه ی همشهری بچه ها را داشتم پوستم کنده تا توانستم با همکاری دیگر همکارانم مجله ای پرکشش و پرمحتوا برای بچه های ایران در بیاورم. شما هم اگر می خواهید کاری ماندگار و تاثیرگذار بر روی بچه ها داشته باشید و بچه ها به سخنانتان گوش دهد در گام نخست باید خودتان بسیار بخوانید، انواع و اقسام کتابها را باید بخوانید و باید بکوشید با فضای روانی و ذهنی بچه ها آشنا شوید. گفت: شما کار سختی به دوش دارید؛ می توانید کاری کنید که بچه ها علاقه مند به کتاب و کتابخوانی شوند و یا با ندانم کاری، کاری کنید که تا آخر عمر از کتاب و مجله و خواندن فراری شوند!

در پایان این نگاره را باهم انداختیم و ایشان هم چند تا از کتابهایی را که خودشان نوشته بودند به کتابخانه ی دبستان هدیه دادند و قول دادند که هر از چندگاهی با ماهنامه همکاری نموده و بچه های ماهنامه را آموزش دهند.

نکته ی جالب این بود که آموزگار زبان انگلیسی بانو فولادوند در دوره ی نوجوانی و جوانی یک افغانستانی بوده است، همسایه و آموزگاری بسیار دوست داشتنی و مهربان که یادگیری و علاقه مندی به زبانشان را مدیون او می دانند.

در پایان نشست پرسیدم اکنون که همکاریتان با همشهری بچه ها به پایان رسیده است می خواهید چکار کنید؟ گفت: دارم روی یک رمان نیمه تمامم برای نوجوانان کار می کنم، داستانی که بخشی از آن به زندگی یک مهاجر جوان افغانستانی در ایران می پردازد.

شاد و تندرست و نویسا باشی بانو فولادوندِ ارجمند و سخت کوش، چشم به راه کتاب نوتان هستیم…

 

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

نام نویسی
جایزه IREAD
iBbY-iRead