دست راست

پست های وبلاگ

دست راست- نویسنده نادر موسوی- چهارشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۰

۶-۷ سال قبل یک روز که آقای مرادی دوست عزیزم در مورد مدرسه و فعالیتهای آن گپ میزد گفت در این مدت تو برایم حکم دست راست را داشته ای. آن روز اگر چه خیلی به آن حرف فکر نکردم اما امروز که بعد از سال ها یکی از بهترین همکاران از مکتب می رود مفهوم آن حرف را با تمام وجودم درک می کنم. با وجود همکاران بسیار خوبی که در این مدت در مجموعه مکتب بوده است اما خیلی کم همکاری را در این مدت داشته ام که جامع بسیاری از ویژگیهای اخلاقی مانند صداقت٬ دقت٬ پشتکار٬ کم حرفی٬ نجابت٬ رازداری٬ امانت داری٬نظم و دلسوزی را یکجا داشته باشد. به یقین در این مدت که با ایشان افتخار همکاری را داشتم این صفات را در ایشان به عینیت یافتم و دیدم.

در تمام غمها و شادی های مدرسه شریک بود. زمانی که مکتب بسته شد اولین بار اشک را در چشمان ایشان دیدم و  ندیدم که یک روز از سختی و فشار کار شکایتی کنند. وقتی که در مکتب حضور داشتند خیالم از بابت همه امور راحت بود و مطمئن بودم که اگر مشکلی درونی در مکتب بروز کند بهترین تصمیم را برای حل آن مشکل خواهند گرفت٬ دلسوزانه و دوراندیشانه. خیلی ها موفقیت و نظم مکتب را از مدیریت اینجانب می دانستند اما کمتر کسی از بیرون می دانست  که بخش عمده ای از مشکلات مکتب  بر دوش  ایشان است و برنامه هایی را که طرح می شد به بهترین شکل اجرا می کرد. در دو سه سال اخیر که قسمت عمده‌ی مسؤولیت مکتب به ایشان سپرده شد مکتب نظم و انضباط خیلی بهتری نسبت به سالهای قبل پیدا کرد و همکاران دلسوزتری جذب شد برای همکاری.

اگرچه شوکهایی را که از بیرون به مکتب وارد می شد به سختی می شد مهار کرد اما در آن شرایط بحرانی هم که همه همکاران مستآصل و نگران نمی دانستند آینده ی مکتب چی خواهد شد ایشان امیدوارانه به انجام کارها و دلداری همکاران می پرداختند. در این مدت ده یازده سال تنها هنگام فوت پدرشان مدتی نیامدند و قبل و بعد از آن در تمام ایام و گرمی ها و سردی روزها بچه ها بود و مکتب و ایشان. اما از آنجایی که آوارگی همزاد و همراه همه ی مردم سرزمین ماست و این روزها با سخت تر شدن شرایط زندگی در ایران آوارگی مضاعفی بر همه مهاجران در ایران تحمیل می شود ایشان هم می روند تا شاید جایی را بیابند که در آن نگاهها تحقیر آمیز نباشد و بعد از سی سال زندگی هنوز بیگانه نباشی و ترس از آینده ی نامعلوم گریبانگیر هر لحظه ی زندگی ات نباشد و شاید….

این روزها مفهوم دست راست بودن را خوب می دانم و بهتر از آن مفهوم از دست دادن یک همکار و یار صدیق را که وقتی نیستی مطمئن تر از وقتی باشی که هستی.

خدا پشت و پناهت و خدا و خنده همیشه با تو باد.

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

farhang school
nader musavi
our students