در باغ سبز کودکی

در باغ سبز کودکی – 29 دی ماه 1400

صدای کودکان آفتاب- برگرفته از پیج باز باران

«امروز به بازار عبدل آباد رفتیم، فرش و موکت دست دوم خریدیم. و تخته برای کلاس تهیه کردیم و نام مدرسه را فرهنگ گذاشتیم…» -از خاطرات نادر موسوی؛ مدیر مدرسه‌ی فرهنگ-

رفتن از سرزمین مادری تجربه‌ی دشواری است به خصوص وقتی که ترک آن از سر اجبار باشد. آدمی مجبور می‌شود از جهان دوست داشتنی‌اش دست بردارد و بسیاری چیزهایی را که پیش از این داشته فراموش کند.

سال ١٣٧٧ هنگامی که طالبان در افغانستان به قدرت رسید و سایه بر سرزمین آفتاب انداخت، بسیاری از مردم افغانستان چنین وضعیتی داشتند؛ آنان به امید فردایی بهتر برای فرزندان‌شان رخت سفر بستند و به ایران پناه آوردند اما از عقب سر نگران بودند و هنگام عبور از مرز می‌اندیشیدند که آیا در این کشور جدید می‌توانیم روشنایی گمشده‌مان را بازبیابیم؟ در این میان کسی برای‌شان آغوش باز کرد و گفت روشنایی نه یافتنی، بلکه افروختنی است.

نادر موسوی، نویسنده، مروج کتاب‌خوانی و مدیر مدرسه‌ی خودگردان فرهنگ، ٢١ سال است که می‌کوشد کودکانی را که از سرزمین آفتاب رانده و در جنگ و تاریکی گرفتار شده‌اند آموزش دهد، برای‌شان گوشه‌ی امنی بسازد و کتاب‌خوانی را در میان‌شان ترویج کند. تا اردیبهشت سال ١٣٧٩، او نامی شناخته شده نبود و افراد زیادی با او هم‌کاری نمی‌کردند، اما تصمیم گرفت با دستانی خالی مدرسه‌ی خودگردان فرهنگ را برای مهاجرین افغانستانی و دانش‌آموزانی دایر کند که به دلیل مشکلات اقامتی نمی‌توانستند در مدارس دولتی درس بخوانند.

نادر موسوی خود متولد روستای علی چوپانِ شهر مزار شریف از استان بلخ افغانستان است که در سال ۱۳۶۲ به دلیل جنگ و درگیری‌های داخلی در افغانستان طعم مهاجرت را چشید و به همراه خانواده به ایران آمد. او دوران مدرسه‌ی خود را در شهر بندرعباس سپری کرد و پس از غلبه بر تنگناهای موجود در زمینه‌ی تحصیلات دانشگاهی مهاجران افغانستانی، وارد رشته‌ی مهندسی کشاورزی دانشگاه تهران شد. او در سراسر زندگی‌اش درگیر با مسئله‌ی تحصیل مهاجران و مشکلات مرتبط با آن بود و به همین خاطر هم تصمیم گرفت در کارشناسی ارشد به رشته‌ی جامعه‌شناسی بیاید و در پایان‌نامه‌ی خود به مسئله‌ی کارکردهای مدارس خودگردان بپردازد

هنگامی که در سال ١٣٧٧ گروه جدیدی از مهاجران افغان به ایران آمدند، کودکان آن‌ها با مشکلات آموزشی بسیاری مانند ثبت نام نشدن در مدارس رسمی ایران مواجه شدند. در این زمان، نادر موسوی تصمیم گرفت چراغی بیافروزد و مدرسه‌ی خودگردان فرهنگ را در محله‌ی نعمت‌آباد تهران با امکاناتی کم اما دلی پرامید دایر کند. او در سخت‌ترین شرایط کودکان آواره را در نقطه‌ای امن جای داد و سعی کرد صدای کودکانی باشد که از حق تحصیل و آموزش محروم بودند. او علاوه بر آموزش کودکان، مجله‌های «طراوت»، «کودکان آفتاب» و «پیک گل‌سرخ» را برای کودکان مهاجر منتشر کرد تا سنت و فرهنگ افغانستان در میان نسل مهاجرانی که از وطن‌شان دور افتاده‌اند، فراموش نشود. هم‌چنین او نخستین ناشر تخصصی شعر و ادبیات افغانستان (آمو) است که چندین عنوان کتاب شعر و داستان بزرگسال و کودکان و نوجوانان منتشر کرده است. فعالیت‌های چشم‌گیر او باعث شد که در سال ٢٠٢٠ انجمن نویسندگان کودک و نوجوان او را برای دریافت جایزه‌ی استرید لیندگرن (آلما) نامزد کند.

آقای موسوی در ساختمانی کوچک با همکاران و معلمانی که بیشترشان روزی شاگرد خود او بوده‌اند، آموزش و پرورش کوچکی برای کودکان افغان ساخته است و برای تربیت فرزندانی می‌کوشد که با خود و دیگران در صلح باشند. موسوی دیده بود که تاریکی جهل چطور بر سرزمین مادری‌اش سایه افکنده است. او برای مبارزه با این تاریکی تنها یک راه می‌دانست: بازآوردن آفتاب با خواندن و نوشتن از روشنایی او به بچه‌های آفتاب قلمی برای نوشتن و کلماتی برای خواندن هدیه داد؛ چرا که ایمان داشت هر جا کلمه‌ای باشد، روشنایی هم خواهد بود.

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

farhang school
nader musavi
our students