دخترک زیبا

دخترک زیبا- نویسنده مژگان نظری- هشتم خرداد ماه 1399

دیروز تو دفتر مدرسه نشسته بودم یهو دیدم این خانم کوچولو یواشکی داره از بیرون داخل حیاط مدرسه رو نگاه میکنه، تا دید توی حیاط کسی نیست ،اومد داخل مدرسه. داشتم با یکی از همکاران صحبت میکردم که چشمم افتاد به این خوشگل خانم…. دیدم یواشکی داره از پنجره ی کلاس ها داخل کلاس هارو نگاه میکنه. صداش زدم عزیزم چه لباست خوشگله بیا ببینمت… فرار کرد رفت بیرون. رفت تا جلو در حیاط و دوباره برگشت، سعی کردم باهاش حرف بزنم که نترسه، دیدم خجالت میکشه… بخاطر همین بی خیال شدم. ترسیدم، وقتی فرار میکنه، نیفته.

بعد چند دقیقه یکی از همکارا گفت خواهر یکی از شاگردای مدرسه است. برادرش اومده بود رفع اشکال کنه. این روزا بخاطر وضعیت کرونا بچه ها یکی یکی میان و رفع اشکال درسی انجام میشه و برمیگردند. برادرشو که دید اومد توی حیاط دوباره. بهش گفتم لباست چه خوشگله .این بار دیگه باهامون دوست شد، تا گفتم بخند، نشست. برادرش که اومد متوجه شدم این خوشگل خانم فارسی رو خوب متوجه نمیشه و به زبان ترکمنی باهاش حرف زد. بخاطر همین وقتی گفته بودم بخند متوجه نشده بود. 😊

برادرش هم روزهای اول که اومده بود فارسی رو خوب متوجه نمیشد اما الان نه تنها زبان مادریشو بلده بلکه فارسی هم یاد گرفته… یه مدرسه ی کوچیک اما پر از حس های خوب. از دیروز تا حالا چند بار این عکسو نگاه کردم، گذاشتمش اینجا تا صفحه م خوشگل تر بشه😍😊❤

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

farhang school
nader musavi
our students