دختران خورشید

چهارشنبه 4 ثور(اردی بهشت) 1392
خوشبختانه منطقه ای که مدرسه ی ما در آن قرار گرفته هر خیابانش یک پارک بزرگ دارد. پارک های تر و تمیز و سر سبز با نگبانهایی مهربان و زحمت کش. از چند سال قبل قرار بر این گذاشتیم که هر معلم با شاگردانش هفته ای یک یا دو زنگ را به پارک بروند درسشان را همانجا بدهند به نام زنگ پارک! دیروز که داشتم می رفتم مدرسه دیدم بچه های کلاس چهارم دختر همراه معلم شان خانم حسینی رفته اند پارک و دارد تاب بازی می کنند. بچه ها تا مرا از دور دیدند با سر و صدا و خوشحالی فریاد زدند که آقای موسوی بیایید از ما عکس بندازید. با همان دوربین کوچک جیبی ام که بیشت اوقات همراهم هست چند تا عکس ازشان انداختم. چندتایشان هم خواستند که جدا جدا با معلم شان عکس بندازند که گرفتم. بیشتر این بچه ها از همان کلاس اول در همین مدرسه درس خوانده اند و خوشبختانه نسبت به بچه های هموطنی که در مدارس دولتی درس می خوانند از نظر روحی شادتر و پر جنب و جوش تر هستند و این برایم همیشه مهم بوده است. حتی در شعاری که برای فعالیت این مرکز- خانه کودکان افغانستان- انتخاب می کردم روی اینکه محیط مدرسه در قدم اول باید شاد و با نشاط باشد تاکید بیشتری داشتم. به کمک همکاران خوبم سعی کرده ایم اجازه ندهیم نسبت به شاگردان به هر دلیلی در محیط مدرسه توهین و تحقیری صورت گیرد و گفته ام باید کاری کنیم که دانش آموزان برای رفتن به مدرسه شان لحظه شماری کنند و با شوق به سوی مدرسه خیز کنند. هرچند با این امکانات کم و موانع زیاد سخت است اما تا حد زیادی خوشبختانه موفق بوده ایم.
به امید افغانستانی آباد با کودکانی شاد و با سواد

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

نام نویسی
جایزه IREAD
iBbY-iRead