جشن معارف

جشن معارف- نویسنده نادر موسوی- پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۸۷

بالاخره  جشن معارف که قرار بود بیستم حوت گرفته شود بعد از سه چهار بار تأخیر  در بیستم جوزا برگزار شد.

این جشن اولین جشنی بود که توسط نمایندگی وزارت معارف در تهران و برای برای مکاتب خودگردان مهاجرین در ایران برگزار گردید.

حدود 600 نفر آمده بودند که بخش عمده ی آن را دختران جوانی که معلمان و مدیران این مکاتب می باشد تشکیل می داد.

از سفارت هم گروهی آمده بودند. اقای فقیهی مسؤول بخش تجاری، آقای مودودی قنسول سفارت و چندنفر دیگر. اگرچه قرار بود آقای سفیر هم بیایند که نیامده بودند.

مراسم با تلاوت قرآن توسط قاری بین المللی  هموطن که صدای بسیار رسایی داشتند قرایت شد و پخش سرود ملی افغانستان که من خودم به شخصه هیچ مفهومی از آن درک نکرده ام .بعد از آن خوش آمد گویی آقای حسین جعغری نماینده ی وزارت معارف در تهران و شرح مختصر و ناقصی از تاریخچه ی مکاتب خودگردان و چند توصیه برای رفع مشکلات این مکاتب و چند طرح که انشالله به اجرا در بیاید اگرچه زیاد تفاوتی به حال این مکاتب نخواهد کرد.

و برنامه های دیگر که بهترین بخش آن نمایش فیلم آخرین مشق معلم به کارگردانی آقای عباس محمدی بود که با توجه به موضوع فیلم و درک واقعیت های بیان شده در آن اشک معلمین را درآورد.

برای خواندن بیانیه ی سفیر هم قرعه به حقیر افتاد که بخوانم.

اجرای موسیقی که یک پای ثابت برنامه های مهاجرین می باشد بخش دیگر جشن بود که توسط آقای عبدالرحیم جعفری خواننده ی فروتن و مهربان هموطن به صورت لبخوانی اجرا شد که کمی معلمین را به تحرک آورد و نشاطی به جشن بخشید خصوصاً آهنگ رود که شعرش از آقای سید ضیاء قاسمی باشد بسیار زیبا اجرا شده است  و تاکنون چندین بار هم از تلویزیون ایران پخش شده است من خودم آنرا خیلی دوست دارم.

اهدای جوایز به برندگان بخش های مختلف که بیشتر آنها دانش آموزان بودند از بخشهای دیگر برنامه بود.

یکی از بخشهای مسابقه هم بخش انشاء و مقاله نویسی بود که بررسی آثار و انتخاب برندگان آن بر عهده ی بنده گذاشته شده بود و بیشترین تعداد برندگان را هم داشت، هجده نفر از میان حدود شش هزارنامه.

آقای فقیهی هم سخنرانی کردند که زیاد مناسبتی با معارف و تعلیم و تربیت نداشت اگرچه ایشان خیلی سعی کردند که یک جوری تجارت را که در حیطه ی مسؤولیت ایشان می باشد به تعلیم و تربیت مربوط نمایند.

خواندن نامه توسط دو تن از دختران منتخب مسابقه مقاله و انشا نویسی از بخش های دیگر بود که نفر اول توانست بسیار خوب و با اعتماد به نفس نامه اش را بخواند اما نفر دوم را هنگام خواندن نامه بد جور جو گرفته بود ودر اواخر نامه نزدیک بود بیافتد زمین و غش کن که خدا رحم کرد.

اجرای یک تأتر بیمزه که نمی دانم چگونه انتخاب شده بود از بخش های دیگر بود با چبلک و آن لباسهای کشال افغانی و پتوی معروف که سر شانه ی هر افغانی در افغانستان دیده می شود که بر تن یکی  از بازیگران در نقش یک دانش آموز بی نظم و بی انضباط دیده می شد.

و در پایان که برای تعدادی از مسؤولین برگزاری جشن که یکی از آنها هم خودم بودم جوایزی از طرف نمایندگی اهدا شد.

فیلمبردار مراسم خود آقای عباس محمدی بود و مجری توانای  برنامه هم که توانست برنامه را بسیار خوب اجرا و اداره نماید آقای سرور رجایی شاعر و فرهنگی خوب هموطن بود که در قیاس با  خانم قاسمی مجری دیگر برنامه بسیار خوش درخشید.

اگرچه جشن می توانست با محتوای بهتری برگزار گردد اما در کل با توجه به اینکه برای اولین بار بود که چنین جشنی از طرف نمایندگی وزارت معارف در تهران برگزار می گردید می شود به آن نمره در حد 15 از 20 داد.

و مهمترین نکته اینکه می شود از آن یک سی دی بسیار خوب و وطنی پسند که نشاندهنده ی کار بزرگی است، در آورد و به عنوان یک کار چشمگیر و اعتبار دهنده  توسط  نمایندگی  به وزارت معارف ارایه کرد و الی آخر…!

انشالله  اگر فرصت و عمری باقی بود نقد این برنامه و بررسی هدف از برگزاری و حواشی آن بماند برای فرصتی دیگر.

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

farhang school
nader musavi
our students