تلک گرگ

تلک گرگ (مجموعه داستان)- عبدالواحد رفیعی

چاپ نخست: زمستان1397

 

داستاهای مجموعه (تلک گرگ) روایت جنگ و زندگی در عصر جنگند. داستان ها در دوران جنگهای مجاهدین رخ می دهند و هرکدام از شخصیت های داستان ها ، بخشی از وزن جنگ را در روستایی در ولایت غزنی حمل می کنند، یعنی شخصیت ها به نوعی از جنگ متاثرند، در داستان (نادر گاو) نادر را بمباران هلی کوپتر دولتی در حضور زن و فرزندش می بلعد و در (میراب) جنگ با جلوه ای از دیوانگی، جنون و بی پناهی در هم می آمیزد.

نویسنده با جنگ، در داستان (میراب هم مرد) برخورد دیگری داشته است. با خلق شخصیت (میراو) مخاطب با وضعیت برهنه جنگ روبرو می شود. ضربه و شوک جنگ میراو را به انزوا و جنون کشانده است و سبب شده وی به تنهایی درون خود عقب نشینی کند. میراو شخصیتی است که برای مردم آغیل(قوم) کار می کند، اما وقتی می میرد، مرده اش در دشت می ماند و کسی حاضر نیست او را بشوید و دفن کند.

بومی گرایی رفیعی در داستان های (تلک گرگ) مخاطب را به روستهای هزارستان و میان هزاره ها می برد.

هزاره ها در میان دو سنگ آسیاب، جنگ مجاهدین و حکومت روسها گیر مانده اند. داستان های این کتاب، هویتی بومی دارند و در گفتگوها نمود یافته اند. به همین دلیل ، نویسنده توانسته است زندگی روستایی به بی کم و کاست در گفتگو های درخشانش بگنجاند.

برشی از کتاب:

دشت باغ عطار همیشه گرگ داشت. همیشه دزد داشت. همیشه برف باد بود. و همیشه از زیر ریگ های آن جنازه پیدا می شد.

صبح زود، سخی سیاه گفت:« دیشب یک جنازه آوردند. بین مرده خانه است.»

دروازه مرده خانه مسجد زنجیر بود. سلیمان در را باز کرد. یکی یکی رفتیم داخل مرده خانه که اتاق کوچکی بود در دهلیز مسجد. روی تخته مرده شوی، جنازه یک مرد گذاشته شده بود.

دیشب اهالی رفته و از دشت آورده، گذاشته بودند و خودشان رفته بودند که بخوابند.

ترسیده ترسیده دور جنازه حلقه زدیم…

داستان افغانستان

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

Amu
Amu
Amu