ترانه ی زندگی

توتو چان

ترانه ی زندگی- نویسنده نادر موسوی- 24 آذر 1394

«توتوچان، دخترکی آن سوی پنجره» کتابیست که هر آموزگار و مدیر دبستان و دبیرستانی باید چند بار آنرا بخواند. این کتاب را نخستین بار در شهریور 1386 و بار دوم در تابستان 1389 خواندم، کتابی که مانند بسیاری از کتابهای خوب دیگر به گونه ی بسیار اتفاقی به دستم رسید و در دگرگونی نگاهم به آموزش و آموزشگاه تاثیر زیادی داشت. پس از آن خواندن این کتاب را برای همه ی آموزگارانی که برای آموزش می آمدند سفارش می کردم و بخشی از بایدهای همکاری در این آموزشگاه بود. کتاب داستان زندگی دخترکی که از مدرسه ای اخراج می شود اما در مدرسه ای دیگر و به کمک مدیری نوآور، به دختری درسخوان، آموزش پذیر و کوشا تبدیل می گردد. دبستانی که کلاسهای آن در واگنهای یک قطار خرابِ بازمانده از جنگ تشکیل می گردد اما مدیر دبستان با نوآوری های فردی اما کم هزینه آنجا را به مدرسه ای دوست داشتنی تبدیل کرده است، در آن دبستان به دانش آموزان پیش از هر درسی، دوست داشتن و مهربانی و خوب زندگی کردن آموزش داده می شود، دوستی و مهربانی با دیگر آدمها و زمین و گیاه و خاک و جانوران، به گونه ای که پس از سالها بسیاری از بچه ها آن دوران را بهترین دوره ی آموزش و زندگی خود می دانند.
یکی از بخشهای خواندنی کتاب درباره ی ساختن یک ترانه برای دبستان است، ترانه ای که به کمک خود بچه ها سروده می شود و بچه ها هر روز با شوق و شادی آن را می خوانند. یادم هست وقتی داشتم این بخش کتاب را می خواندم در گوشه ای از کتاب و در کتابچه ی ایده هایم یادداشت کردم که باید ترانه ای برای مدرسه آماده شود، اما هیچ وقت نتوانستم آن را پیاده کنم، تا اینکه چند وقت پیش هنگامی که ناظم مدرسه مراسم صف را اجرا می کرد دوباره یاد آن کتاب، مدرسه و ترانه اش افتادم. فردای آن روز با جناب «حسن طباف نوروزی» ترانه سرای خوش ذوق و شیرین سخن هموطن که برای کودکان ترانه های بسیار زیبا و زیادی سروده اند گپ زده و خواهش کردم که ترانه ای با درونمایه ی مشخص برای دبستان بسرایند تا بچه ها آن را سر صف بخوانند، که خوشبختانه امروز سروده اش را روان کردند.

ترانه ی دبستان
***
با هم بیا بخوانیم
آواز دوستی را
در آسمان میهن
پرواز دوستی را

دنیای ما چه زیباست
با دوستی و لبخند
این آب و خاک زیبا
با مهر خورده پیوند

در باغ زندگانی
درسایه ی محبت
با جان و دل بکوشیم
در حفظ این طبیعت

با هم بیا بخوانیم
شعری به رنگ فردا
در مهر ریشه دارد
شعر قشنگ فردا

با هم بیا بسازیم
فردای دیگری را
با صلح و مهربانی
دنیای بهتری را

با هم بیا بکاریم
هر جا نشان شادی
در آسمان دل ها
رنگین کمان شادی

یکجا شویم و همدل
چون موج های دریا
برخیز تا بسازیم
این آب و خاک را ما

هستیم تا همیشه
همراه و همصدا ما
در باغ سبز دنیا
آگاه و همنوا ما

در قلب کوچکم هست
دنیای سبز و روشن
من ریشه در تو دارم
ای خاک خوب میهن

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

book fair