بهار کابل

حديث دل به زبان فرشته ميآرم
به آب شعله سخن ها نوشته ميآرم

آيينه از پيشكسوتان شعر نو نيمـايي در افغانسـتان اسـت. برخـي او را نخسـتين شاعر نيمايي سراي افغانستان خوانده اند. او در سال 1299 خورشـيدي در شـهر كابل زاده شد. پدرش يعقوب نام داشت. اصالتاً از تيره ي نورزايي قندهار بود.
در ليسه ي نجات درس خواند. پيش از اينكه دوره ي ليسـه را بـه پايـان ببـرد، مكتب را ترك گفت، اما هـيچگـاه دسـت از آمـوزش برنداشـت . زبـانهـاي آلماني و انگليسي را فرا گرفت و دست بـه ترجمـه زد و آثـار كسـاني چـون گوته، تامس هامسون نروژي، تـورگينيـف و… را ترجمـه كـرد و در مجلـه ي كابل به نشر رساند.

بهار كابل در حقيقت گزيده اي از آثـار يوسـف آيينـه را در بـر دارد .

دل فروشی

زلفها روي شانه ميلغزد
رنگ شب بربلور ريزان است
سيم در زخمه اوج ميگيرد
وز نواهاي گرم لرزان است
*
بانگ مرغان چو زنگهاي سحر
ميرساند نواي بيداري
نيمه خواب آن دو چشم افسونگر
باز دنبال دل شتابان است
*
شستم از اشك دست و پايش را
زخمه ها نغمه ها برون ميداد
عشق و مستي و شور پرگنده
از زمين تا به سقف ايوان است
*
بوسه هاي نيازمندانه
برلب و چشم نازنين دادم
چشم خود بست و گفت «آيينه»!
دلفروشي نه كار آسان است

نشر آمو

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

Afghanistan literature day