اوسانه سی سانه

اَوسانَه سی سانَه از نخستین کوشش‌های منسجم در زمینه‌ی گردآوری فرهنگ مردم افغانستان است.
عبدالحسین توفیق گردآوری و بازنویسی این افسانه‌ها را در سال ۱۳۴۳ خورشیدی به سرانجام رسانده بود، ولی سال‌ها بعد، در سال ۱۳۶۰ در سه شماره پیاپی دو ماه‌نامه‌ی”فرهنگ مردم” در کابل منتشر شدند.
امروز که بیش از بیست و پنج سال از درگذشت او می‌گذرد، این افسانه‌ها برای نخستین بار به شکل کتابی مستقل منتشر می‌شود.

 

 

بخشی از کتاب را می خوانید:

 

يكي بود، يكي نبود. به غير از خدا، غم خواري نبود. پيرمرد و پيرزنـي بود[ند] كه پيرمرد، روزها را به دكان رفته، كار ميكـرد و شـب را بـه خانه مي آمـد. پيـرزن هـم روز را [بـه]دوخـت و دوز و پينـه و پـاره ي رخت ها و جـارو كـردن منـزل مـي پرداخـت. عصـر دو پيالـه مـاش و برنجي كه داشت، نم مي كرد و بار مي كرد.
يك روز وقتي كه پيرزن ماش و برنج ها را بـراي شـب مـي شسـت، گنجشكي پـرواز كـرده و پـيش پيـرزن نشسـت، گفـت : «مـرا مهمـان نميكني؟»
پيرزن گفت: «بروبالاي ميخ خانه بنشين.» …

افسانه های افغانستان

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

Afghanistan literature day