آری؛ به خون جگر شود…

کتابخانه فرهنگ

1395-12-30- کتابخانه دبستان
باران هنوز نم نمک می بارد، ساعت 8 آمدم کتابخانه و دفتر ماهنامه که چشمم به تخته ی نمادین دبستان افتاد که گاه گاهی چند خطی روی آن می نویسیم، دوست ارجمندم جناب نوروزی که مردی اهل دل و اهل هنرهای چندگانه است با زیبایی بسیار شعار گروه را با خط شاد و کودکانه ای نوشته بودند. به دلم نشست و این نگاره را انداختم. یادم هست زمستان سال 1384 که می خواستم خانه کودکان افغانستان را راه اندازی کنم نخست در اندیشه ی یک شعار و آرزوی نمادین بودم، پس از غور و هم‌اندیشی بسیار به این آرزو رسیدم: افغانستانی آباد با کودکانی شاد و باسواد.😍😊🙌

سه خواسته ی بسیار دشوار در کنار هم؛ آباد شدن افغانستان که خود از سخت ترین و دور از دسترس ترین آرزوها می نماید با این چشم انداز و به پیرو آن سرزمینی که آباد نباشد کودکانش نه شاد است و نه با سواد می شود. با آگاهی بر این سه آرزوی دور از دسترس اما کوشیدیم در همین دبستان و گروه کوچکمان نخست شادی و شادمانی را بیاوریم و سپس به بچه ها دانش و سواد بیاموزیم که بچه ها به شادی بیش از سواد نیاز دارند. اگر بتوانیم دانش را با پس زمینه و بستر شاد به بچه ها بیاموزیم بی گمان به هر سه آماج دورمان خواهیم رسید هرچند دیر.
که البته پسان ترها نگاه و آرزو را جهانی تر کرده و به جای افغانستان، شادی و باسوادی همه ی کودکان جهان را آرزو کردیم.😍😇😊 و کوشیدیم جهانی بیندیشیم و محلی عمل کنیم!😀🙋

Add a comment

*Please complete all fields correctly

پست های مرتبط

farhang school
nader musavi
our students